سایلاگ

وبلاگ علی کریمی، داشتم فکر می‌کردم که ...

 
مشکل یا تغییر سبک زندگی؟
دوشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٥
 

داشتم کامنت‌های درس "زنبورهایی که ناپدید می‌شدند" متمم را نگاه می‌کردم. در متن پرسیده شده بود: لطفا یکی از مشکلات جامعه را نام ببرید و آن را تحلیل کنید. در بین دهها مشکلی که مطرح شده بود موارد زیر برای من کمی متفاوت به نظر رسید:

- افزایش طلاق

- بالارفتن سن ازدواج و ازدواج نکردن جوانان

- فرزند سالاری، شکاف بین نسل جوان و قدیم و کم شدن محبت بین اعضای خانواده

- کمرنگ شدن اعتقادات دینی در میان مردم

- استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی

- کاهش جمعیت

- تک فرزندی

- بدحجابی

همه این عناوین مشکلاتی است که هر روزه از رسانه‌ها می‌شنویم. چه حنجره‌هایی که از فریاد کشیدن این معضلات خسته شد و چه تربیون‌هایی که ساعت‌ها در آن به سخن راندن از چرایی و چگونگی حل آنها گذشته. چقدر وقت و انرژی و جلسه برای رفع این مشکلات هر روز در این مملکت صرف شده و چقدر بروشور و کتاب و مقاله برای ریشه‌یابی این آفات و خطرات و بدبختی‌ها چاپ و منتشر گردیده.

فقط سوالی که برای من ایجاد شد این است که تعریف مشکل چیست؟ یعنی آیا تعریف مشکل به ناظر آن بستگی دارد یا نه؟ یا تعریف مشکل با تغییر زمان و مکان تغییر می‌کند؟

مثلا تعداد فرزندان یک خانواده را در نظر بگیرید. الان اگر از کسی بپرسیم که آیا بی‌رغبتی زوج‌ها برای بچه‌دار شدن را مشکل می‌داند؟ خواهد گفت بله و همچنین بپرسیم آیا کسی تصمیم بگیرد در امروز جامعه ما 10 فرزند داشته باشد ناهنجاری است؟ پاسخ خواهد داد بله. حالا سومین سوال را می‌پرسیم: اگر او خانواده‌های پرجمعیت را ناهنجاری و داشتن 2 فرزند را حد مناسب برای خانواده ها می‌داند چرا 3 یا 4 دهه پیش دقیقاً برعکس این نگرش در جامعه حاکم بود؟ زمانی که فرزند بسیار داشتن ارزش و داشتن فرزندان کم به عنوان ناهنجاری به حساب می‌آمده؟ همین مثال را در مورد سن ازدواج هم می‌شود بیان کرد. در گذشته همین سن متعارف امروز هم فاجعه محسوب می‌شده.

آیا مشکلاتی که در ابتدای متن اشاره شد در کشوری دیگری مثل آمریکا هم معضل و مشکل ملت و دولت قلمداد می‌شود؟

این موارد نشان می‌دهد که تعریف مشکل کاملاً به زمان و مکان و ناظر آن بستگی دارد. به نظرم بعضی از مشکلات مشکل نیستند تنها تغییر سبک زندگی هستند. اینکه خانواده‌ها علاقه به فرزندآوری ندارند مشکل نیست تغییر سبک زندگی جوان امروزی است. اینکه کسی ازدواج نمی‌کند مشکل نیست تغییر سبک زندگی اوست. اگر این را بپذیریم دیگر به ضرب و زور و تهدید و تشویق و آیین‌نامه و بخش‌نامه و وام سعی نمی‌کنیم سبک زندگی مردم را تغییر داده و آنها را به راه راست هدایت کنیم.

از طرفی اگر سیستمی هم نگاه کنیم بعضی مواقع سیستم‌های انسانی تصمیم می‌گیرند رشد خود را تند یا کند کنند. تصمیم اعضای کوچکتر کاملاً به تصمیم سیستم بستگی دارد. مثلا کل جامعه انسانی را در نظر بگیرید این سیستم تصمیم گرفته است در سال‌های اخیر رشد خود را کم کند و این تصمیم بر تک تک اعضای سیستم دیکته می شود از جمله خانواده‌ها. این ما هستیم که آنرا به اراده خانواده منتسب می‌کنیم. چند سال پیش ویدیویی در سایت تد دیدم که یکی از کارشناسانی که با سازمان ملل متحد در مورد رشد جمعیت در کشورهای توسعه نیافته همکاری می‌کند توضیح می‌داد که برخلاف باور عموم مردم کاهش زادولد مربوط به یک کشور خاص یا یک دین خاص نیست و با نمودار نشان می داد که در همه جای دنیا این کاهش اتفاق افتاده و آن را به خود سیستم ربط می‌داد که بعد از افزایش ناگهانی جمعیت در صد سال اخیر به خاطر بالارفتن بهداشت تصمیم گرفته زمانی توقف کند و این رشد را با افت جبران کند. برای اطلاعات دقیقتر می توانید به این ارائه و این ارائه مراجعه کنید.


 
کلمات کلیدی: تفکر سیستمی، ted