سایلاگ

وبلاگ علی کریمی، داشتم فکر می‌کردم که ...

 
پول تو جیبی
دوشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٥
 

از کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم نشر گمان صفحه 145:

"یکی دو سال قبل در 1987 یک تحقیق جدی جامعه شناسی در دانشگاه اسپلیت در یوگسلاوی انجام شد. پروفسور سریان ورتسا پدیده‌ای نمونه‌وار اما غیرمنطقی را بررسی کرده بود: چرا در اینجا علی رغم وجود (احتمالاً) بالاترین نرخ بیکاری در اروپا، و این واقعیت که حدود 85 درصد بیکاران را جوانان تشکیل می‌دهند هیچ جنبش اعتراضی در جامعه به وجود نمی‌آید، جنبشی برای اعتراض به سیستم اقتصادی که در آن مردم ناچارند سه سال در انتظار یافتن اولین شغلشان معطل شوند.

نتیجه تحقیق، پاسخی را که انتظار میرفت تایید کرد: علت، نقش محافظه‌کارانه‌ای است که خانواده در جامعه کمونیستی ما ایفا می‌کند. رابطه خانوادگی در اینجا، که از بیرون شبیه گرایشی رمانتیک به حفظ پیوندهای خانوادگی در فرهنگ ما به نظر می‌رسد جنبه دیگری نیز دارد که آنقدر هم رمانتیک نیست. جوانانِ بیکار در آپارتمان والدینشان زندگی می‌کنند، والدینشان غذای آنها را تامین می‌کنند. لباس آنها را تامین می‌کنند، حتی به آن‌ها پول تو جیبی می‌دهند. خانواده از همه نظر آنها را حمایت می‌کند و در واقع جوانان دلیلی برای این اعتراض ندارند"


 
کلمات کلیدی: بیکاری، کتاب